تبليغاتX
قاب عکس خالی
جمعي از زنان خانواده‌هاي شهدا،ايثارگران و جانبازان ديروز و امروز در اعتراض به «بدحجابي و فساد اخلاقي» در مقابل مجلس تهران تجمع كردند.
اين تجمع‌كنندگان امروز بيانيه‌اي را در مقابل مجلس خواندند كه متن كاملش را مي توانيد اينجا بخوانيد.
در اين بيانيه تجمع‌كنندگان ضمن تبريك به مناسبت پيروزي غرورآفرين جوانان مومن و دانشمند ما در دستيابي به چرخه كامل توليد سوخت هسته‌اي؛ آمده است:« به نظر مي‌رسد در شرايطي كه كشور با سرعت تحسين برانگيزي براي جبران فاصله‌هاي علمي خود با آن چه شايسته اوست پيش مي‌رود، دشمن براي مقابله با شتاب روزافزون جوانان ما در عرصه‌هاي علمي و فن‌آوري و به خصوص معنويت، دست به توطئه شناخته شده گسترش فساد و بي‌بند و باري زده است. »
و در پايان اين بيانيه تجمع‌كنندگان،نمايندگان عزيز و غيرتمند مجلس را به سوزدل حضرت زينت (سلام الله عليها) در عصر عاشورا قسم داده اند كه سوز دل آنها را درك كنند و تا ديرتر نشده براي نجات جوانان‌، مردانه پاي در ميدان مبارزه‌اي علمي،كارشناسانه و ريشه‌اي با معضل فساد اخلاقي، ‌بي‌حجابي و بي‌بند و باري نهند كه شهدا چشم انتظارند!
نمي‌دانم كه نويسندگان اين بيانيه‌ي خاله زنكي چه كساني هستند كه به جاي بيان استدلال،نمايندگان را به سوز دل حضرت زينب(ص) قسم مي‌دهند و بيرون بودن چند تار مو را فساد اخلاقي و فحشا مي‌خوانند.
اما متاسفم براي مجلس هفتم كه نمايندگانش بدون هيچ استدلالي به اسم اسلام عرصه را بر زنان تنگ مي‌كنند. امروز يكي از اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس در پاسخ به اين بيانيه گفته:«در طرح شوراي عالي انقلاب فرهنگي، براي تمام دستگاه‌ها وظايفي تعريف شده و تكاليف تمام دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها حتي وزارت راه براي گسترش عفاف مثلا در هواپيما، قطار و اتوبوس مشخص شده است و قرار شد كميسيون فرهنگي براي اجرايي شدن اين طرح اقدام كند تا دغدغه به حق شما برطرف شود.»
اين طور كه اين نماينده محترم گفته فكر مي‌كنم تا چند وقت ديگر مجبور باشيم به شيوه امام زاده‌ها دَم اتوبوس چادر بگيريم تا بتوانيم سوار شويم!
و از آنجايي كه اين روزها همه چيز به انرژي هسته‌اي ربط دارد هيچ بعيد نيست طي چند روز آينده نصفي از آن كيك زردي را كه به مناسبت دستيابي به سوخت هسته‌اي در دانشگاه‌ها پخش مي‌كردند به مناسبت حجاب كامل بانوان ايراني سياه بپزند!

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 17:0 توسط قاب عکس خالی |

ديشب خواب ديدم. خواب ديدم كه از انباري زيرِ پله‌ي خانه قديمي‌مان عروسك مي‌دزدم. عروسكي كه مال خودم است.
و فرار مي كنم از آدمي كه قبلا كشتمش. از خواب مي‌پرم و دنبال انباري زير پله مي گردم. و تا لحظاتي يادم نمي‌آيد كه آن خانه 4 سالي است كه خراب شده...
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 15:41 توسط قاب عکس خالی |

معمولا خيلي كم پيش مي آد جايي تنها برم. بزرگ‌ترين مشكلم اينه كه خيلي آدم وابسته‌اي هستم. بنابراين فكر مي‌كنم امروز يك تحول بزرگ تو زندگيم رخ داده كه تنهايي رفتم دربند!!!
گاهي آدم احتياج داره بي‌خيال كار و زندگي و انرژي هسته‌اي و... بره يك گوشه‌اي تنها با خودش خلوت كنه و كوه يك جاي خوب براي اين تنهاييه.
تويي و يك جاده و صداي آب كه باهات مي‌آد.مي‌توني ذهنت را از همه چيز خالي كني. مي‌توني آدم هاي دور و برت را هم نبيني حتي اگر مدام ازت بپرسند «چرا تنهايي؟»

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 14:58 توسط قاب عکس خالی |

عكس از : رضا معطريانشايد حضور ژوليت بينوش،بازيگر كيشلوفسكى در ايران خيلي‌ها را شگفت زده كرد خصوصا كه در خبرهاي اوليه آمده بود كه بينوش براي حضور در فيلم عباس كيارستمي به ايران آمده.
هر چند كه بينوش آنقدر اعتبار دارد كه اسمش به تنهايي خبرساز باشد اما تجربه ثابت كرده اگر اسم كيارستمي را روري چنار هم بزارند چناره معروف مي‌شه! به هر حال اينجا ايرانِ و ما ها عادت داريم از آدم ها اسطوره بسازيم.
چند روز بعد از آمدن بينوش به ايران خبر حضور او در فيلم كيارستمي تكذيب شد و يكي از عوامل فيلم تازه‌ كيارستمي اعلام كرد او براي بازديد لوكيشن‌هاي فيلم جديدش به اصفهان رفته.از طرفي ميراث خبر هم اعلام كرد بينوش به اصفهان رفته تا اماكن تاريخي ايران را ببيند.
خلاصه كيارستمي مي‌رفت شيراز لوكيشن ببينه، بينوش مي‌رفت شيراز اماكن تاريخي ببينه و همين جوري اين موش و گربه بازي‌ها ادامه داشت تا امروز كه روزنامه شرق گفت و گويي را با بينوش چاپ كرده. در ليد اين گفت و گو آمده:«روز پنجشنبه در خانه عباس كيارستمى را بازيگر كريشتف كيشلوفسكى به رويمان باز مى كند و به روش فيلم هاى على حاتمى به ما سلام مى كند. او مى گويد سلام و ما مى گوييم مرسى.»
هر چند كه اين گفت و گو از ميانه به بي راهه رفته اما اظهار نظرهاي بينوش درباره ايران و كيارستمي در ابتداي اين گفت و گو جالب است.
اما به چيزي كه اين روزها خيلي فكر مي‌كنم اين است كه اگر مثلا شان پن به دعوت هديه تهراني (مثلا) به ايران مي‌آمد امكان داشت در ليد گفت و گو با شان پن هم بنويسيم« در خانه هديه تهراني را امروز شان پن به رويمان باز كرد.»
به هر حال ژوليت بينوش بازيگر توانا و دوست داشتني است.حتي با روسري!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 13:45 توسط قاب عکس خالی |

رمان ماهي‌ها در شب مي‌خوابند نوشته‌ي سودابه اشرفي ،سال گذشته سه جايزه‌ي صادق هدايت، مهرگان ادب و بنياد گلشيري را گرفت.
ماهي‌ها... درباره‌ي دختري است به نام طلايه كه مي‌خواهد حصارهاي دنياي مردسالارانه‌ي اطرافش را بشكند. و مادرش فرنگيس بيش از همه همراه اوست.پنهان از چشم پدر او را به سينما مي‌برد و راهي امتحان كنكورش مي‌كند.
ماهي‌ها... زبان بي‌پروايي دارد. سودابه اشرفي در لفافه روايت نمي‌كند.
«تو رو كه هيچ وقت داغ نكرده‌ان. پسرها رو داغ نمي‌كنن خره!حتی اگر اونجاهاشونو به همديگه نشون بدن؟ بازم داغشون نمي‌كنن؟ حتي اگر خبر چيني هم بكنن؟ پشت پرده‌هاي سوسن تو درگاهي گچ بري نشون هم داديم.»
ماهي‌ها روايتگر دو نسل است. نسل فرنگيس و طلايه. فرنگيس كه زندگي‌اش در دنياي مردسالارانه از دست رفته،طلايه را به خارج مي‌فرستد تا زندگيِ جديدي را تجربه كند و به مخالفت‌هاي دوستش شهناز هم اهميتي نمي‌دهد.«به خدا دروغ نمي‌گم فرنگيس.مي‌گن اونجا سياها واسه پنج دلار آدم مي كشن.»
فرنگيس حتي در آخرين لحظات زندگي‌اش در بيمارستان هم نمي‌خواهد طلايه را ببيند چون او را به اختيار از دست داده است.
*از متن كتاب
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 14:54 توسط قاب عکس خالی |

ژوليت بينوش در كنار عباس كيارستمي
خبرگزاري ميراث خبر اعلام كرد ژوليت بينوش به اصفهان سفر كرد.
گزارش امروز روزنامه شرق را هم درباره ورود بينوش به ايران مي توانيد اينجا بخوانيد.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 11:52 توسط قاب عکس خالی |

ژوليت بينوش بازيگر مطرح فرانسوي روز گذشته (سه شنبه 15 فروردين) به ايران آمد.
ظاهرا بينوش به دعوت عباس كيارستمي براي حضور در فيلم تازه اش به تهران سفر كرده.
قطعا حضور بينوش در تهران طي چند روز آينده خبرساز خواهد بود. همان طور كه حضور شان پن به عنوان خبرنگار در زمان انتخابات رياست جمهوري خبرساز بود و خيلي‌ها را به بهانه مصاحبه و گرفتن عكس با او به هتل لاله تهران كشاند.
اما حضور بينوش به چند دليل كمي متفاوت است كه مهم‌ترينش خبر حضور او در فيلم كيارستمي است.
فكر نمي‌كنم بينوش مثل پن در هتل لاله اقامت كند بنابراين براي گرفتن عكس يادگاري با او بايد كيارستمي را تعقيب كنيد!
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 14:20 توسط قاب عکس خالی |

استخوانخوك و دست هاى جذامى نوشته‌ي مصطفى مستور داستان بلندى است كه در واقع از داستان‌هاى كوتاهى شكل گرفته است.
استخوان خوك و دست هاى جذامى،جايزه ادبي اصفهان را به عنوان بهترين رمان سال 83 گرفته است.
داستان درباره آدم‌هايي است كه در آپارتمان‌هاى مجتمع مسكونى خاوران زندگي مي‌كنند و بدون هيچ رابطه‌ و شناختي گاهي بر سر راه هم قرار مي‌گيرند و هر يك داستان خودشان را دارند.
عنوان كتاب از سخنان حضرت علي(ع) گرفته شده است:«به خدا سوگند كه دنياي شما در نزد من پست‌تر و حقيرتر است از استخوان خوكي در دست جذامي».
و مفهوم اين سخن در مذمت دنياي زميني در تمام داستان نمود پيدا كرده است.
محسن روزنامه نگاري كه در حال متاركه با همسرش مي فهمد كه او فرزند دومشان را حامله است. حامد عاشق دختري مي‌شود كه شبيه نامزدش است و نمي تواند بين آن دو يكي را انتخاب كند چون عاشق هر دو است. دانيال پسري كه در طبقه چهاردهم اين مجتمع به پوچي رسيده. سوسن،زن بد كاره اي كه عاشق شاعر جواني است كه ابتدا به عنوان مشتري سراغش آمده و...
مصطفي مستور با پيوند داستانك هاي بي‌ارتباط و در عين حال مرتبط با هم داستان منسجمي را خلق كرده است.  
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 12:24 توسط قاب عکس خالی |

خوشحالم كه بهار آمده.نه براي اينكه بهار را دوست داشته باشم؛ من عاشق پائيزم. خوشحالم كه بهار آمده چون با آمدنش بالاخره اين حساسيت فصلي‌ام تمام مي‌شود و مي‌توانم راحت نفس بكشم و ديگه با هر بادي از پيشاني تا نوك بيني‌ام تير نمي‌كشد!
+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 18:22 توسط قاب عکس خالی |