
ديشب اولين جشن سالانه انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي كشور در سالن تلاش وزارت كار برگزار شد.
تلاش براي برگزاري اولين جشن منتقدان، واقعا قابل تقدير است اما متاسفم كه برگزار كنندگان به نحوه برگزاري بيتوجه بودند.
اين جشن در نهايت بينظمي و بيهماهنگي برگزار شد. بيشتر كساني كه به هر دليلي به روي صحنه دعوت ميشدند يا حضور نداشتند يا بيرون سالن بودند و براي آمدنشان بايد پيك ميفرستادند!
در اين جشن چندين بزرگداشت برگزار شد. كه براي هر بزرگداشتي به اصطلاح يك نماهنگ آماده كرده بودند كه در واقع فقط يكسري راش پرتي در بدترين زاويه، صدا و نور بود.
و يك نكتهاي كه برام خيلي جالب بود گزينش مهمانها بود. تقريبا ۵0 درصد سالن را بازيگرها پر كرده بودند. يعني آنقدر كه بازيگر بود هيچ منتقدي ديده نميشد. و جالبتر آنكه در اين مراسم هم با وجود همهي حرفها و ادعاها، فقط به بازيگرها بها ميدادند.
مثلا 2 دفعه جاي مهوش وقاري را براي اينكه راحتتر باشد عوض كردند ولي زاون قوكاسيان خودش تو تاريكي رفت واسه خودش جا پيدا كرد!
تو اختتاميه همه جشنوارهها معمولا يك رديفي در جلوي سالن براي خبرنگاران كه ميخواهند مراسم را پوشش بدهند در نظر ميگيرند اما در جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي كه انتظار ميرفت بيشتر به اين موضوع دقت داشته باشند تا ميفهميدند خبرنگاري؛ علاوه بر اينكه مدام ازت ميپرسيدند از كجا آمدي؟ ته سالن را نشانت ميدادند!
برقهاي سالن در اكثر مواقع خاموش بود و من كه براي نوشتن گزارش رفته بودم تمام آن 3 ساعتي را كه آنجا بودم تو تاريكي كاغذهام را دم چشمم گرفته بودم و مينوشتم.
راستش براي شركت در اين مراسم به شدت احساس حماقت ميكنم! چون رفتن به اين مراسم با شرايط كاري جديدم از هر نظر ضرر بود. به جز توهينهايي كه بهم شد و تحمل برخوردهاي بد ميزبانان، اگه بخوام كاسبكارانه هم به قضيه نگاه كنم، هيچ آدم عاقلي ۴000 تومان كرايه تاكسي نميده كه 2۴00 تومان حقالتحرير بگيره!
بعد همهي آن جنجالها تو تاريكي شب، تك و تنها سوار آن ماشيني كه هيچ مطمئن نبودم ته تمام آن اتوبانهاي تاريك منو آنجايي كه بايد پياده كنه، داشتم به حرفهاي دوستي فكر ميكردم كه شب قبلش مدام بهم ميگفت «نبايد اين كار را از دست بدم» چون خيليها هستن كه آرزوي چنين موقعيتي را دارند!
و بيشتر از خودم دلم ميسوخت به حال كسي كه ميخواد جاي من باشه!
اسامي برگزيدگان را ميتوانيد اينجا بخوانيد.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 13:11 توسط قاب عکس خالی
|